تبليغاتX
نو میترائیسم کاوه یا جادوی کاوه
فلسفه و عرفان علمی کاوه

24/1/85

آن چیز بدوزیم.

چیزی نپردازیم و برای یافتن قطعه گمشده ای از پازل حقیقت چشم به فراسوی

 وجود همین پازل حقیقت است که ما را راهنمایی می کند  تا به رد یا تایید

گروه و اشخاص است. یعنی حقیقت را همگان دارند.

حقیقت همچون پازل از هم پاشیده ای است که هر تکه از این پازل در دست

بلکه حقیقت در اختیار همگان است.

یا شخص مطلق نیست.

ولی باید گفت که حقیقت مطلق نیست و برای همین در اختیار یک گروه مطلق

این ریشه همه تعصبات و اختلافها و جنگها و زیانها ست.

او راست می گوید و دیگران در اشتنباهند و دروغند.

هر مذهب – فرقه و شخص و آیین مدعی است تمام حقیقت را در اختیار دارد و

حقیقت یک پازل است حقیقت را همگان دارند:

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:4  توسط کاوه آهنگر | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:34  توسط کاوه آهنگر | 
 

 از پایین به بالا بخوانید

در جا خواهید زد!!

خود پایبند یکی از خانه های تایید و رد شوید آنگاه

پس اگر شما در خانه های سفید سیاه شطرنج زندگی

 اصولاْ اندیشه در شطرنج یعنی مهره پرنده

یک اندیشه پرنده است!

مهره شطرنج در پرش از خانه های سیاه و سفید

و از تکاپو و پویایی می افتید !

 پاچسب آن خانه می شوید!

شما با چسبیدن به هر تایید و ردی

تایید و رد یا آری و نه است!

خانه های این پهنه سیاه و سفید یعنی

زندگی همچون پهنه شطرنج است!

ردی در زندگی منجمد می شوید!

سپس احساس کنید که با هر تایید یا

هر تایید یا ردی را بشناسید

اصل دیگری از عرفان کاوه :

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 13:49  توسط کاوه آهنگر | 
 

 

سپس به هر « نه نه » هم بگویید نه! 

سپس به هر « نه » بگویید نه !

سپس به هر « آری نه »  هم بگویید نه!

سپس  به هر « آری» بگویید نه!

آری یاب و نه یاب زندگی خود باشید.

نخستین اصل فلسفه کاوه :

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 13:34  توسط کاوه آهنگر | 

 

 

آزادی مطلق اندیشه . تنها با ستردن هر گونه پیش زمینه پدیدار می شود

 

آزادی یعنی ذن کاوه ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 14:29  توسط کاوه آهنگر | 

آدمی می آموزد که تسخیر کند بی آنکه تسخیر تسخیر شده خود شود.

اینجا مرزی میان تسخیر کننده و تسخیر شده وجود ندارد با گذر به آن سوی تسخیر و

خواهد آمد، و این  تو را گرفتار می کند و به زنجیر می کشد و از پویش باز می دارد.

شد. آنچه را تصرف و تسخیر می کنید خود نیز به تصرف و تسخیر آن تسخیر شده در

مرز میکشد حقیقت در زایش است که تنها در بی مرز بودن تو بر تو آشکار خواهد

ذن کاوه می آموزد که چگونه و چرا نباید جذب این قطبها شد. در فراسوی شناختی که

 

ربا هستند : ( ازپایین به بالا بخوانید)

مرز روشنی میان خیر و شر .. زشت و زیبا وجود ندارد. این دو دو قطب یک آهن

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 16:20  توسط کاوه آهنگر | 
 

 

 از هرگونه چسبندگی!!

 

استفراغ ذهن راهی برای گریز

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 16:22  توسط کاوه آهنگر | 
 

 انكار، تضاد و سركوب اميال باش.

همواره مراقب نفي و

ذهن آدمي نيز همينگونه عمل ميكند و انسان را به دام مي اندازد . بنابراين ،

 افزايش فروش مغازه انديشيده بود.

 چند حوله معمولي آن مغازه حوله فروشي كوچكي بود و مغازه دار اين طرح مطمئن را براي

 دادند شايد بتوانند از سوراخ پرده داخل را ديد بزنند . داخل ويترين چيزي ديده نمي شد ، مگر

است ، رفت و آمد مختل شد ! جمعيت انبوهي پشت در مغازه جمع شدند و همديگر را هل مي

سوراخي كوچك تعبيه كرد ؛ زير آن سوراخ نوشته شده بود :« ديد زدن اكيدا ممنوع !»  طبيعي

يك مغازه دار در لندن حساسيتي ايجاد كرد . او در ويترينش پرده اي آويخت و در وسط آن

دهان كه همواره با جاي خالي دندان كشيده شده بازي مي كند.

خواندن و ترغيب است. ذهن همواره پيرامون آنچه كه تحريم شده است مي گردد ، مانند زبان در

آگاهي به بازيهاي ذهن است كه آزادمان مي كند. نفي و انكار، نفي و انكار نيست ، بر عكس فرا

آنچه منع مي شود ، جاذبه پيدا مي كند ، آنچه انكار مي شود ، به اشاره فرا مي خواندمان ! تنها

یک دلیل اینترنتی از اشو:(ازپایین به بالا بخوانید)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 16:19  توسط کاوه آهنگر |